پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است

عشق بازی چون مزاج باده گویا آتش است

ای معلم کشتی ما مشکل آید بر کنار

کاندر اقلیمی که مائیم آب دریا آتش است

ساغر از می بادت ای ساقی مرا معذور دار

در مذاق عشق بازان جام صهبا آتش است

دین زرتشتی مگرای دل که در تکریم تو

همچو کانون زور وشب در سینه ما آتش است

مردم چشم ترا اشراق اکنون جای خواب

آن هم آغوش که در خورداست شب‌ها آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴این زمینی ست که جولانگاه جانان بوده ست
  2. شمارهٔ ۱۵بی غم عشق تو جان با هستی من دشمن است
  3. شمارهٔ ۱۶چنین که شور تو در ساخت دماغ من است
  4. شمارهٔ ۱۷گر زمهر بتی دل به قصد کین من است
  5. شمارهٔ ۱۸عشق آتش در مذاقم آب حیوان کرده است
  6. شمارهٔ ۱۹کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هست
  7. شمارهٔ ۲۰کو سری کش سر فتراک تو یک‌چند نداشت
  8. شمارهٔ ۲۱ما را به آل خیر نبیین توسل است
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.