پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

عشق آتش در مذاقم آب حیوان کرده است

می پرستی فارغم از کفر و ایمان کرده است

جان فدای آن کمان ابرو که از تیر جفا

هر سر مو بر تنم صد نوک پیکان کرده است

جز سر زلفش پریشانی مبیناد آنکه او

خاطر ماهم چو زلف خود پریشان کرده است

آنچه با جان اسیران کرد چشم مست او

کافرم گر هیچ کافربا مسلمان کرده است

هم مزاج روزگار آن خوی آتشناک او

خانه آسودگی با خاک یکسان کرده است

داده بر باد فنا پیدا و پنهان مرا

آنکه حسن و عشق را پیدا و پنهان کرده است

صد هزاران جان فدای خامه استاد صنع

کاین همه صورتگری بر لوح امکان کرده است

نرخ جام باده جان کرده ست پیر می فروش

مایه هستی ندانم از چه ارزان کرده است

شوخ چشمی کی غم ویرانه جانم خورد

کز سر مستی هزاران خانه ویران کرده است

گفتی اشراق از غم ماهیچ سامانیت هست

آری آری عشق کارم خوش به سامان کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰کو سری کش سر فتراک تو یک‌چند نداشت
  2. شمارهٔ ۲۱ما را به آل خیر نبیین توسل است
  3. شمارهٔ ۲۲آفت تقوی ما جلوه کنان می آید
  4. شمارهٔ ۲۳امشب این دل سوز عشقش بر سر جان کرده بود
  5. شمارهٔ ۲۴شکر خجل از خنده پنهان توباشد
  6. شمارهٔ ۲۵مپرس از من که خون دل شبت از دیده چون آید
  7. شمارهٔ ۲۶مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک می‌روید
  8. شمارهٔ ۲۷مگو که سوختن از عاشقی بتر باشد
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.