پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

شکر خجل از خنده پنهان توباشد

دستور بلا عامل دیوان تو باشد

خونها همه از خنجر مژگان تو ریزد

دلها همه در زلف پریشان تو باشد

جان بسکه سپردند به پیکان تو عشاق

آب خضر امروز ز پیکان تو باشد

میدان به یکی جلوه بیارای که خورشید

چوگان زده گوی گریبان تو باشد

چوگان سر زلف به بازیگری آور

تاگوی فلک در خم چوگان تو باشد

ای روی تو و زلف تو چون روز و شب عید

جانهای عزیزان همه قربان تو باشد

در باغ دل اشراق حریفان غذی روح

در زمزمه بلبل الحان تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک می‌روید
  2. شمارهٔ ۲۷مگو که سوختن از عاشقی بتر باشد
  3. شمارهٔ ۲۸هنوز از ناله‌ام بنیادِ جان نابود می‌گردد
  4. شمارهٔ ۲۹نمی‌دانم چه سازم‌، باز در بازی‌ست چوگانش
  5. شمارهٔ ۳۰حسنت کشید گرد مه از مشک ناب خط
  6. شمارهٔ ۳۱ای که گویی ما به زهد از خود حجاب افکنده‌ایم
  7. شمارهٔ ۳۲چنان ز آتش دل سینه مشتعل کردم
  8. شمارهٔ ۳۳ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.