پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

چنان ز آتش دل سینه مشتعل کردم

که جان آتش سوزنده را خجل کردم

بیا که بی تو دعایم به آسمان نرسد

ز بسکه راه فلک ز آب دیده گل کردم

مکن تأمل و در خانه دل آتش زن

به چند ارزد ویرانه جا بهل کردم

چنان ز درد دل امشب به دوست نالیدم

که درد را ز دل خویش منفعل کردم

هزار خرمن آتش فکندم اندر دل

بیا ببین که چه با روزگار دل کردم

دلی که مایه دکان عیش بود اشراق

منش نثار یکی شوخ دل گسل کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴چه ریزد شعله غم جای می در جام من
  2. شمارهٔ ۳۵گفتی که شد دردت فزون صبر است و بس درمان تو
  3. شمارهٔ ۳۶دگرم زدست ماهی شده دل هزار پاره
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.