پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم

تعویذ عقل و مائده هوش کرده ایم

شبهای هجر خار مغیلان بجای خواب

با مردمان دیده هم آغوش کرده ایم

در جام آفتاب شده باده خون دل

بر یاد این شراب که مانوش کرده ایم

عریانی است قسمت ماگر چه از جهان

جان را فدای یار قباپوش کرده ایم

اشراق زنده ایم همان بی وصال دوست

گوئی طریق عشق فراموش کرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵گفتی که شد دردت فزون صبر است و بس درمان تو
  2. شمارهٔ ۳۶دگرم زدست ماهی شده دل هزار پاره
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.