پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

ای که گویی ما به زهد از خود حجاب افکنده‌ایم

رو که ما سجاده تقوی بر آب افکنده‌ایم

مردمان دیده را ما در شب آسودگی

بسترِ خارِ مغیلان وقت خواب افکنده‌ایم

بهر خونِ ما خدا را دل مرنجان غمزه را

ما کتان زندگی در ماهتاب افکنده‌ایم

ساغر تو باد پر می ما به جام آفتاب

جای می از شیشه دل خون ناب افکنده‌ایم

ز آتش دوزخ نگردد خشک و ما از سادگی

رخت خون‌آلود خود در آفتاب افکنده‌ایم

این خسیسان محرم عشاق صافی‌دل نیند

درپذیر اشراق اگر بر رخ نقاب افکنده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم
  2. شمارهٔ ۳۴چه ریزد شعله غم جای می در جام من
  3. شمارهٔ ۳۵گفتی که شد دردت فزون صبر است و بس درمان تو
  4. شمارهٔ ۳۶دگرم زدست ماهی شده دل هزار پاره
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.