پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

حسنت کشید گرد مه از مشک ناب خط

یعنی کشم ز خوبی بر آفتاب خط

ز آشوب تار زلف تو در رستخیز حسن

شد بر رخ تو نسخه یو م الحساب خط

دود دلم که در سر زلف تو جا گرفت

گوئی که شد بر آن رخ خورشید تاب خط

شنجرف بر حوالی خط دیده ایم لیک

کس دیده بر حواشی لعل مذاب خط

در کیش تو حلال بود خون دل بریز

ای چهره تو علت حسن کتاب خط

نور فروغ حسن ترا خط حجاب نیست

کی برفروغ معنی گردد حجاب خط

در وجه جزیه زلف تو بستد ز نافه مشک

یا داد بر خراج رخت آفتاب خط

گفتی شراب ساغر خوبیست چهره ام

زلفم ببین که کرد رقم بر شراب خط

زلف تو گرد آتش رخسار خط نگاشت

بخت من است آنکه نگارد بر آب خط

بر آتش عذار تو تا خط کشید حسن

در جان خامه شعله زد از التهاب خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲چنان ز آتش دل سینه مشتعل کردم
  2. شمارهٔ ۳۳ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم
  3. شمارهٔ ۳۴چه ریزد شعله غم جای می در جام من
  4. شمارهٔ ۳۵گفتی که شد دردت فزون صبر است و بس درمان تو
  5. شمارهٔ ۳۶دگرم زدست ماهی شده دل هزار پاره
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.