پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک می‌روید

بلایی یا غمی بهر من غمناک می‌روید

نمی‌دانم چه طالع دارم این کز گلستان عشق

همه خلق جهان را گل مرا خاشاک می‌روید

بیا ای آنکه حسرت می‌بری بر کشت امیدم

تماشا کن که برق شعله چون از خاک می‌روید

مکن دعوی عشق ای آنکه چاک سینه می‌دوزی

که این تخم بلا از سینه‌های چاک می‌روید

وفاداری طمع اشراق از هرکس نمی‌دانی

که این داروی نایاب از نهاد پاک می‌روید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸هنوز از ناله‌ام بنیادِ جان نابود می‌گردد
  2. شمارهٔ ۲۹نمی‌دانم چه سازم‌، باز در بازی‌ست چوگانش
  3. شمارهٔ ۳۰حسنت کشید گرد مه از مشک ناب خط
  4. شمارهٔ ۳۱ای که گویی ما به زهد از خود حجاب افکنده‌ایم
  5. شمارهٔ ۳۲چنان ز آتش دل سینه مشتعل کردم
  6. شمارهٔ ۳۳ما این سبوی باده که بر دوش کرده ایم
  7. شمارهٔ ۳۴چه ریزد شعله غم جای می در جام من
  8. شمارهٔ ۳۵گفتی که شد دردت فزون صبر است و بس درمان تو
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.