پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

کافرم با دردم ار هرگز به درمان کار هست

خاک عالم بر سر درمان چو درد یار هست

میوه نارد باغ عمرم ورنه در هر شاخ و برگ

صد هزاران نوک پیکان بهر من دربار هست

مگذر از خاکم مبادا شعله گیرد دامنت

کم هنوز آتش ته خاکستر این مقدار است

ای برهمن بگذر و ماراببین کز کفر زلف

چند طوق طاعتش در گردن زناز هست

چند گوئیدم که از عشق اینهمه لافت ز چیست

چون تو چندین نقطه اندر دور این پرگار هست

اندر آن مجلس که جای باده عشق آتش دهد

غیر اشراق ای عزیزان دیگری را بار هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ما را به آل خیر نبیین توسل است
  2. شمارهٔ ۲۲آفت تقوی ما جلوه کنان می آید
  3. شمارهٔ ۲۳امشب این دل سوز عشقش بر سر جان کرده بود
  4. شمارهٔ ۲۴شکر خجل از خنده پنهان توباشد
  5. شمارهٔ ۲۵مپرس از من که خون دل شبت از دیده چون آید
  6. شمارهٔ ۲۶مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک می‌روید
  7. شمارهٔ ۲۷مگو که سوختن از عاشقی بتر باشد
  8. شمارهٔ ۲۸هنوز از ناله‌ام بنیادِ جان نابود می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.