پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

ما را به آل خیر نبیین توسل است

بر ذات پاک خالق عالم توکل است

باما هر آنکه خصمی بیهوده میکند

از پا در آید آخر و ما را تحمل است

کم عمر باشد آنکه به ما دشمنی کند

دور بقای دشمن ما بی تسلسل است

آنکو بدید نیکی و آنگه بدی نمود

پرسش ز نطفه اش نمای که جای تامل است

اشراق غم مخور که نماند جهان چنین

عالم پر از صداست که وقت تبدل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳امشب این دل سوز عشقش بر سر جان کرده بود
  2. شمارهٔ ۲۴شکر خجل از خنده پنهان توباشد
  3. شمارهٔ ۲۵مپرس از من که خون دل شبت از دیده چون آید
  4. شمارهٔ ۲۶مگر با هر گیاهی یا گلی کز خاک می‌روید
  5. شمارهٔ ۲۷مگو که سوختن از عاشقی بتر باشد
  6. شمارهٔ ۲۸هنوز از ناله‌ام بنیادِ جان نابود می‌گردد
  7. شمارهٔ ۲۹نمی‌دانم چه سازم‌، باز در بازی‌ست چوگانش
  8. شمارهٔ ۳۰حسنت کشید گرد مه از مشک ناب خط
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.