پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۷

فقیا بفیکا تفز بالعلا

معلماعلی قلبکا القیا

بیا زاهد از باده ما بشوی

دل و جان ز اوساخ زرق و ریا

از من می که در کیش اکسیریان

گدائی کند مهر از و کیمیا

به میخانه ما یکی برگذر

نه میخانه بل کعبه اصفیا

می از جام ما خور که تا روز حشر

زخاک تو خورشید روید گیا

الهی دلم بنگه مهر تست

که اقلیم نور است و صقع ضیا

شد اشراق خاک تو کز خاک او

کند دیده عقل کل توتیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹ای مه از رخ دور کن یک ره نقاب
  2. شمارهٔ ۱۰آتش که شعله عاریت از جان ما گرفت
  3. شمارهٔ ۱۱آنکه در آتش غم سوخت دل خام من است
  4. شمارهٔ ۱۲از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
  5. شمارهٔ ۱۳اشکم ز سوز سینه چو عمان آتش است
  6. شمارهٔ ۱۴این زمینی ست که جولانگاه جانان بوده ست
  7. شمارهٔ ۱۵بی غم عشق تو جان با هستی من دشمن است
  8. شمارهٔ ۱۶چنین که شور تو در ساخت دماغ من است
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.