پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۵

سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ما

ای در غم تو شعله آتش بهشت ما

این ابر ناوک تو همانابه سینه داشت

کالماس جای سبزه بر آمد ز کشت ما

دوزخ به پشت گرمی ایام هجر تو

خویشی گرفت با گل و آب سرشت ما

زاهد به عشق کوش که محراب صومعه

افتد به سجده پیش زمین کنشت ما

اشراق بوی باده ملائک برد ز هوش

جائی اگر نهند بنائی ز خشت ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷فقیا بفیکا تفز بالعلا
  2. شمارهٔ ۸ما شاه محنتیم و دهد عشق تاج ما
  3. شمارهٔ ۹ای مه از رخ دور کن یک ره نقاب
  4. شمارهٔ ۱۰آتش که شعله عاریت از جان ما گرفت
  5. شمارهٔ ۱۱آنکه در آتش غم سوخت دل خام من است
  6. شمارهٔ ۱۲از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
  7. شمارهٔ ۱۳اشکم ز سوز سینه چو عمان آتش است
  8. شمارهٔ ۱۴این زمینی ست که جولانگاه جانان بوده ست
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.