پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۴

چشم خراج عشق ستد خون ناب را

معزول ساخت عامل دیوان خواب را

من جان حلال کردم اگر خود کند قبول

سلطان درد عشق تو ملک خراب را

ساقی میار باده کزین جام آتشین

ترسم جگر پر آبله گردد شراب را

ای کوثر مراد ندانم که چون کنم

گر بازگیری از من مستسقی آب را

شب کی رسد به صبح که اشراق از غمت

گل کرد ز آب دیده ره آفتاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶شعله ها در جان زدی این سینه غمناک را
  2. شمارهٔ ۷فقیا بفیکا تفز بالعلا
  3. شمارهٔ ۸ما شاه محنتیم و دهد عشق تاج ما
  4. شمارهٔ ۹ای مه از رخ دور کن یک ره نقاب
  5. شمارهٔ ۱۰آتش که شعله عاریت از جان ما گرفت
  6. شمارهٔ ۱۱آنکه در آتش غم سوخت دل خام من است
  7. شمارهٔ ۱۲از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
  8. شمارهٔ ۱۳اشکم ز سوز سینه چو عمان آتش است
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.