پرش به محتوای اصلی
میرداماد میرداماد

غزلیات

شمارهٔ ۳

بر در دوست که قدر گهر پاک آنجا

خاک باشد چه بود قیمت این خاک آنجا

بر سر کوی غم او چه جگرها چاک است

شرمم اید که برم پیرهن چاک آنجا

ای دل آسیمه سر از کوی بلا می آئی

مگرت بار نداد آن بت بیباک آنجا

بر در دوست شنیدم که دوا میبخشند

درد ما عرضه نما ای دل غمناک آنجا

مجلس یار مرا جان ملائک عود است

که بر آتش نهد ای دل خس وخاشاک آنجا

خاک میخانه شو اشراق که از همت عشق

برگ کاهی نبود خرمن افلاک آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ما
  2. شمارهٔ ۶شعله ها در جان زدی این سینه غمناک را
  3. شمارهٔ ۷فقیا بفیکا تفز بالعلا
  4. شمارهٔ ۸ما شاه محنتیم و دهد عشق تاج ما
  5. شمارهٔ ۹ای مه از رخ دور کن یک ره نقاب
  6. شمارهٔ ۱۰آتش که شعله عاریت از جان ما گرفت
  7. شمارهٔ ۱۱آنکه در آتش غم سوخت دل خام من است
  8. شمارهٔ ۱۲از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
همه‌ی غزلیات ←

میرداماد درباره‌ی میرداماد

میر برهان‌الدّین محمدباقر استرآبادی نامور به «میرداماد» و «معلم ثالث»، متخلّص به «اشراق» فیلسوف، متکلم و فقیه برجستهٔ دورهٔ صفویه و از ارکانِ مکتب فلسفی اصفهان است. میرداماد فرزند میر شمس الدین محمد استرآبادی مشهور به داماد و از سادات حسینی گرگان است. محمد استرآبادی با دختر علی بن عبد العالی معروف به محقق کرکی ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.