پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۵

ای ترک خطا، ماه ختن، سرو دل آرا

بر سوخته ی خویش ببخشای خدا را

در هر شکن افتاده هزاران چو دل ما

مشکن دل ما، شانه مزن زلف دو تا را

سودازده ی زلف توم، مرحمتی کن

صد نیش به جان است از این مار دو تا را

از باد غبار در تو صد گله دارم

کین سرمه سلامی نکند دیده ی ما را

چشمان تو خوش ساخته با ابرو و مژگان

کافر عجب از کف ندهد قبله نما را

حال دل صد پاره به جانان که رساند؟

کاندر حرمش ره نبود باد صبا را

من خود به کجا، یار کجا این چه «وفایی» است

با پادشهان کی سر و کار است گدا را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷شانه زد بر روی خود چون طرهٔ دلاله را
  2. شمارهٔ ۸حلقه چون زد در دی زلفان رخ جانان را
  3. شمارهٔ ۹بشکست چو زلف سیه مشک فشان را
  4. شمارهٔ ۱۰آن روز کزان طره به رخ بست شکن را
  5. شمارهٔ ۱۱ز دست خود مده ای دیده یاد زلف مشکین را
  6. شمارهٔ ۱۲ای خم زلف سیاه تو جنابش مستطاب
  7. شمارهٔ ۱۳ساقیا سوختم بیا بشتاب
  8. شمارهٔ ۱۴خوش همی غلتد به رویش طرهٔ پر پیچ و تاب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.