پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

گر کائنات نامه شود صد هزار بار

وصف کمال دوست یک از صد هزار نیست

بر هر چه بنگری تو بر این لوح کاینات

غیر از کمال و معرفت کردگار نیست

گر بنگری به دیدهٔ دل در جمال او

دانی که باغ خلد به جز خاک و خار نیست

گر بنگری به چشم حقیقت در این چمن

بی داغ حسن او به خدا داغدار نیست

خواهم چنان به سجده ی خاک درش روم

کاول ابد شود چه کنم اختیار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ای به یادت عاشقان را هر نفس
  2. شمارهٔ ۲۵بر دل و بر دیده گفتم: هر کجا خواهی بیا
  3. شمارهٔ ۲۶قلم به دست من اندر سواد خطه ی نظم
  4. شمارهٔ ۲۷ای راحت دل قوت روان لعل لبانت
  5. شمارهٔ ۲۸خطا گفتم که زلفت مشک چین است
  6. شمارهٔ ۲۹به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است
  7. شمارهٔ ۳۰دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر است
  8. شمارهٔ ۳۱ای بت چین ای بلای جان خط و خالت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.