پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ای به یادت عاشقان را هر نفس

خلوت اندر خلوت اندر خلوت است

ای حدیثت کشتگان را هر زمان

شربت اندر شربت اندر شربت است

ای وصالت عاشقان را دم به دم

عشرت اندر عشرت اندر عشرت است

ای جمال ذو الجلالت لایزال

وحدت اندر وحدت اندر وحدت است

خون بهای یک نظر از روی تو

جنت اندر جنت اندر جنت است

یک نفس بی یاد رویت زندگی

حسرت اندر حسرت اندر حسرت است

یک زمان بر خاک کویت بندگی

قربت اندر قربت اندر قربت است

دردمندم «یا أنیس العاشقین»

تا به کی؟ جان مبتلای فرقت است!

مستمندم «یا جلسی العارفین»

تا به کی؟ دل در بلای هجرت است!

مستحق و مفلس و درمانده ام

«یا کریم أکرم» که وقت همت است

رو سیاه و عاصی و شرمنده ام

«یا رحیم ارحم» که روز رحمت است

گر «وفایی» را گنه بسیار شد

رحمت عامت محیط کثرت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶قلم به دست من اندر سواد خطه ی نظم
  2. شمارهٔ ۲۷ای راحت دل قوت روان لعل لبانت
  3. شمارهٔ ۲۸خطا گفتم که زلفت مشک چین است
  4. شمارهٔ ۲۹به راه دوست کسی سر نهد سبک بار است
  5. شمارهٔ ۳۰دلبری دارم که در عالم نظیرش کم تر است
  6. شمارهٔ ۳۱ای بت چین ای بلای جان خط و خالت
  7. شمارهٔ ۳۲به فریادم رس ای جان عزیز! بان لعل شیرینت
  8. شمارهٔ ۳۳کشیده طره سر از اختیار عارض قامت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.