پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

چون رُخَت را هر زمان حُسن و جمالی دیگر است

لاجَرَم هردم مرا با تو وصالی دیگر است

اینکه هر ساعت جمالی می‌نماید روی تو

پیشِ اربابِ کمالات، این کمالی دیگر است

بر بَیاضِ روی دلبر از بَیاضِ دلبری

از سواد و خطّ و خالت، خطّ و خالی دیگر است

با وجود آنکه حُسنِ او بُرون است از جهان

در دماغِ هر کسی از دو خیالی دیگر است

گرچه عالم سر به سر نقش و مثال روی اوست

لیک او را هر زمان در دل مثالی دیگر است

سوی او هرگز به پّرِ بال خود نتوان پرید

هم به بال او توان، کان پرّ و بالی دیگر است

هیچکس هرگز ز حالی نیست خالی در جهان

لیک این حالی که ما را هست حالی دیگر است

گوش و دل نشنوده نتوان شنیدن این قال

زآن که هر سَمْعی سر او از مقالی دیگر است

مغربی را در نظر پیوسته زآن ابروی و روی

هر طرف به روی و هر جانب هلالی دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸آنچه کفر است بر خلق، بر ما دین است
  2. شمارهٔ ۳۹هرآنکه طالب آنحضرت است مطلوب است
  3. شمارهٔ ۴۰گذشت عهد نبوت و رسید دور ولایت
  4. شمارهٔ ۴۱مرا دلیست کا او را نه انتهاست و نه غایت
  5. شمارهٔ ۴۲چو باده چشم تو خوده است دل خراب چراست
  6. شمارهٔ ۴۳با منست آنکس که بودم طالب او با منست
  7. شمارهٔ ۴۴آنکه او در هر لباسی شد عیان پیداست کیست
  8. شمارهٔ ۴۵از دهانش بسخن جز اثری نتوان یافت
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.