پرش به محتوای اصلی
کوهی کوهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

رندی و شب روی به دو عالم چکار ماست

شکرخدا که دلبر عیار یار ماست

در شام زلف یار چه احیا کنیم شب

گوید بروز وصل که شب زنده دار ماست

بر ما چو خضر شد صفت و ذات و اسم و فعل

شد امن دل که ذات حقیقت حصار ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴زلف بر دوش و به شب چون مه تابان می‌رفت
  2. شمارهٔ ۳۵همسایه آفتاب ماه است
  3. شمارهٔ ۳۶نیست گر بر سر زلفین توام سود انیست
  4. شمارهٔ ۳۷مه و خورشید روی ما عیان است
  5. شمارهٔ ۳۸به خدا پیش جمله ذرات
  6. شمارهٔ ۳۹لوح محفوظ در جبین شما است
  7. شمارهٔ ۴۰تا چو عکس چشم آن مه روشنی عین ماست
  8. شمارهٔ ۴۱ذات حق از لا و الا برتر است
همه‌ی غزلیات ←

کوهی درباره‌ی کوهی

«کوهی» شاعری متعلق به قرن نهم قمری به بعد است که دیوان وی به اشتباه به «باباکوهی شیرازی» عارف قرن چهار و پنج هجری قمری نسبت داده شده است (در این مورد مقالهٔ بررسی شخصیت ابن باکویهٔ شیرازی به قلم محمدعلی جانی‌پور را ببینید). وی در اشعار خود گاهی «کوهی» و گاهی «انسان» تخلص می‌کرده است. مطابق استقصای شادروان علامه قزوین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.