پرش به محتوای اصلی
کمال خجندی کمال خجندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

بهار آمد خبر از می فرستید

سلام گل به باد از پی فرستید

درود عود یک یک گوش دارید

بگوش می درود نی فرستید

اگر دست از ادا کونه کند چنگ

به ناخنهای چنگی نی فرستید

نسیم زلف جان پیوند لیلی

به مجنون جدا از حی فرستید

زمین بوس کمان ابروی دوست

ازقند بند نی بر وی فرستید

مرو زر می خرند اینجا نه زاری

دعای عاجزان تاکی فرستید

کمال از فقر چون بنشست بر خاک

گلیم او به رهن می فرستید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱بیزارم از آن دل که درو درد نباشد
  2. شمارهٔ ۳۵۲بی لبت در جگر تشنه لبان آب نماند
  3. شمارهٔ ۳۵۳بیمار ترا کس نتوانست دوا کرد
  4. شمارهٔ ۳۵۴بیمار عشق جز لب او آرزو نکرد
  5. شمارهٔ ۳۵۵بی یاد تو عشاق دل شاد نیابند
  6. شمارهٔ ۳۵۶پری را دلبری چندین نباشد
  7. شمارهٔ ۳۵۷پیش از آندم که می و میکده در عالم بود
  8. شمارهٔ ۳۵۸پیش رخ تو‌، دیده پری را نکو ندید
همه‌ی غزلیات ←

کمال خجندی درباره‌ی کمال خجندی

کمال‌الدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر می‌برد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل‌ سرایی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.