پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۳۵

ز شوقت شمع چون پروانه رقاص

نه تنها شمع، بل کاشانه رقاص

ز بی تابی عشقش منع دل چند؟

کز آتش چون نگردد دانه رقاص

اگر عشقت به کوه آرد شبیخون

جهر از جای چون دیوانه رقاص

تو در دل، دل به زلفت در کشاکش

چو جان از عشق خود جانانه رقاص

ز تمکین شیشه دل تیره گردد

مودب باش و شو طفلانه رقاص

ز سوز عشق خالد چون نرقصد؟

کزو چون خویش شد بیگانه رقاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳۷خدایا جز تو ما را نیست حافظ
  2. غزل شماره ۳۸عمر شد در کار ناهموار بر باد ای دریغ
  3. غزل شماره ۳۹ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
  4. غزل شماره ۴۰باز شد دل به درون نائره افروز فراق
  5. غزل شماره ۴۱الا ای جامه صبر از غمت چاک
  6. غزل شماره ۴۲ای مه و خورشید از رخشنده رخسارت خجل
  7. غزل شماره ۴۳به چوگان قضا بادا شکسته دست چوگانم
  8. غزل شماره ۴۴ز سودای خود ار خطی به کلک شوق بنشانم
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.