پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۳۷

خدایا جز تو ما را نیست حافظ

گدا تا پادشا را کیست حافظ

به محنت خانه غربت شب و روز

غریب بی نوا را کیست حافظ

شب تاریک و بی ره در بیابان

من بی رهنما را کیست حافظ

ز موج قلزم زخار خونخوار

خدا را، ناخدا را کیست حافظ

ز دست اندازی شیطان سرکش

من بی دست و پا را کیست حافظ

نباشد رهنما گر لطف عامش

تو می‌گو خالدا خود کیست حافظ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳۹ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
  2. غزل شماره ۴۰باز شد دل به درون نائره افروز فراق
  3. غزل شماره ۴۱الا ای جامه صبر از غمت چاک
  4. غزل شماره ۴۲ای مه و خورشید از رخشنده رخسارت خجل
  5. غزل شماره ۴۳به چوگان قضا بادا شکسته دست چوگانم
  6. غزل شماره ۴۴ز سودای خود ار خطی به کلک شوق بنشانم
  7. غزل شماره ۴۵از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
  8. غزل شماره ۴۶عاشق و مست و خراب کیستم؟
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.