پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۴۱

الا ای جامه صبر از غمت چاک

ترحم، قددنت للموت مرضاک

تو رفتی، لشکر جان‌هات در پی

فیاطوبی لروح کان یلقاک

به فرقم پای استغنا نهادی

بلندم ساختی الله ابقاک

به سوگند و عهودت دل نبندم

فان الرب بالاخلاف رباک

به فردوسم مخوان زاهد که بی او

لدی اهل النهی ماطاب طوباک

ز خاک ار لاله سان فردا برآیم

ترانی هکذا حیران سیماک

به مژگان می درد خالد پس از مرگ

تجاه اللحد حتی نال مثواک

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۴۳به چوگان قضا بادا شکسته دست چوگانم
  2. غزل شماره ۴۴ز سودای خود ار خطی به کلک شوق بنشانم
  3. غزل شماره ۴۵از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
  4. غزل شماره ۴۶عاشق و مست و خراب کیستم؟
  5. غزل شماره ۴۷چه دولت بود یارب دوش من در خواب می‌دیدم
  6. غزل شماره ۴۸جانا خدا گواست ز دوریت ققنسم
  7. غزل شماره ۴۹چون کنی از لعل لب میل شکر ریختن
  8. غزل شماره ۵۰نشتر فولاد یا مژگان دلدار است این
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.