پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۴۹

چون کنی از لعل لب میل شکر ریختن

هر طرف ارزان شود جان به لب آویختن

خنده زنان هر زمان می نگری بر فلک

عقد ثریا شود مایل بگسیختن

مه همه تن رو شده چون نگرد بر رخت

نیست ورا چاره ای غیر زبگریختن

از مژه ات ای صنم گشته مشبک تنم

نادره پرویز نیست بهر شکر بیختن

دیده مستت فکند شور به دور قمر

بر سر کویت ز بس خون جگر ریختن

پاسخ تلخت به لب وه که چه شیرین بود

لذت شکر گرفت زهر ز آمیختن

شکوه مکن خالد از نرگس فتان او

عادت مستان بود فتنه برانگیختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۵۱خسروی دارم که کرده درگه مهمیز او
  2. غزل شماره ۵۲ای از گل رخسارت خون خورده گل مینو
  3. غزل شماره ۵۳ای گشته چو مجنونم در عشق تو افسانه
  4. غزل شماره ۵۴ای زلف تو ماه را نقابی
  5. غزل شماره ۵۵عزیز اگر ز روی غمگساری
  6. غزل شماره ۵۶هر دم به گوشم آید از سوز دل صدایی
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.