پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۵۳

ای گشته چو مجنونم در عشق تو افسانه

از بهر خدا رحمی با این دل دیوانه

پروانه صفت مائیم بر گرد رخت دایر

وز سوز و گداز ما هیچت غم و پروا نه

آخر نگهی میکن بر حال من بیدل

چون گشت ز سودایت جان از همه بیگانه

تا دانه خالت را در رشته جان دیدم

ما را نبود کاری با سبحه صد دانه

وز عشق تو زآنسانم، رسوای جهان جانم

خوانند به دستانم در مسجد و میخانه

تسبیح ز کف دادم، زنار نبندم نیز

جز رشته گیسویت گر رندم و مردانه

گر باده به کف آری خالد تو نه هشیاری

تا پیش نظر داری آن نرگس مستانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۵۵عزیز اگر ز روی غمگساری
  2. غزل شماره ۵۶هر دم به گوشم آید از سوز دل صدایی
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.