پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۵۰

نشتر فولاد یا مژگان دلدار است این

نشات می یا نگاه چشم بیمار است این

ژاله بر گل یا خوی خجلت ز شرم روی دوست

یا عرق بر جبهه شوخ ستمکار است این

کلک مانی ریخت بر برگ سمن مشک ختن

یا خط نو سرزده از روی دلدار است این

شمس خاور بر سر سروسهی بگرفت جای

یا بلا یا خود همین بالا و رخسار است این

هست این یاقوت کان، یاقوت جان بیدلان

آب حیوان یا لب لعل شکر بار است این

قطره آب بقا یا رشحه چاه زنخ

سیب بستان ارم یا غبغب یار است این

کیست این کز نغمه جانکاه او دل می رود

خالد دلسوخته یا بلبل زار است این

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۵۲ای از گل رخسارت خون خورده گل مینو
  2. غزل شماره ۵۳ای گشته چو مجنونم در عشق تو افسانه
  3. غزل شماره ۵۴ای زلف تو ماه را نقابی
  4. غزل شماره ۵۵عزیز اگر ز روی غمگساری
  5. غزل شماره ۵۶هر دم به گوشم آید از سوز دل صدایی
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.