پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۵۱

خسروی دارم که کرده درگه مهمیز او

لشگر جانها لگد کوب سم شبدیز او

چون نهد بر هم لب نازک، توان دیدن چو در

عقد دندانها عیان از لعل قند آمیز او

گر کشد بر برگ گل مانی ز مشک تر رقم

کی کشد تصویر روی و خط عنبر بیز او

در پس آئینه بتوان دید رویش را ز بس

رخنه ها افتد در او از غمزه خونریز او

آنچه خار قاقمش با برگ نسرین می کند

دل نخواهد دید هرگز از خدنگ تیز او

گر زدی خالد به شیرین عکس روی خسروم

تنگ شکر می‌شدی بی شک دل پرویز او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۵۳ای گشته چو مجنونم در عشق تو افسانه
  2. غزل شماره ۵۴ای زلف تو ماه را نقابی
  3. غزل شماره ۵۵عزیز اگر ز روی غمگساری
  4. غزل شماره ۵۶هر دم به گوشم آید از سوز دل صدایی
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.