پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۴۸

جانا خدا گواست ز دوریت ققنسم

وقت است کآتشت برد از جای چون خسم

بی یاد رویت ار بزنم یک نفس، خدا

بندد چو مهره ششدر دور مسدسم

پرسش نکردیم توبه غفلت، گمان مبر

شرمنده تلطف آن روح اقدسم

من بی وفا و غافل و سرکشم نیم، ولی

حیران کار گنبد وچرخ مقرنسم

در روی دهر نیست زبان آوری چو من

تحریر مدعای ترا گنگ واخرسم

هر سو که بنگرم پی تسهیل مشکلی

عالم مساعد است و به کار تو بی کسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۵۰نشتر فولاد یا مژگان دلدار است این
  2. غزل شماره ۵۱خسروی دارم که کرده درگه مهمیز او
  3. غزل شماره ۵۲ای از گل رخسارت خون خورده گل مینو
  4. غزل شماره ۵۳ای گشته چو مجنونم در عشق تو افسانه
  5. غزل شماره ۵۴ای زلف تو ماه را نقابی
  6. غزل شماره ۵۵عزیز اگر ز روی غمگساری
  7. غزل شماره ۵۶هر دم به گوشم آید از سوز دل صدایی
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.