پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۳۶

ای ز گلزار جهان شمشاد دلجویت غرض

در نگارستان هستی صورت رویت غرض

هست از والشمس خورشید رخت مقصود و بس

وز سواد طره ات والیل شد مویت غرض

سجده پیش آدم خاکی کجا کردی ملک

گر نبودی ران میان محراب ابرویت غرض

تیرهای غمزه ات را از دل دلدادگان

هر طرف بینم فتاده بر سر کویت غرض

نیست تاب اینکه بی پرده ز رویت دم زنم

خوبرویان را ستایم، روی نیکویت غرض

خنده گل، نشات مل، جعد سنبل بر زبان

شمیه خوش، چشم دلکش، تاب گیسویت غرض

خالد ار دم زد ز مشک، ای جان! نگویی این خطاست

چین زلفت مدعا و خال هندویت غرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳۸عمر شد در کار ناهموار بر باد ای دریغ
  2. غزل شماره ۳۹ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
  3. غزل شماره ۴۰باز شد دل به درون نائره افروز فراق
  4. غزل شماره ۴۱الا ای جامه صبر از غمت چاک
  5. غزل شماره ۴۲ای مه و خورشید از رخشنده رخسارت خجل
  6. غزل شماره ۴۳به چوگان قضا بادا شکسته دست چوگانم
  7. غزل شماره ۴۴ز سودای خود ار خطی به کلک شوق بنشانم
  8. غزل شماره ۴۵از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.