پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۳۳

مرد از هجر روی تو ای نازنین فریاد رس

خون شد دلم از خوی تو ای نازنین فریاد رس

هر سو رود از دیده خون، جولان کنان آید برون

سروقد دلجوی تو، ای نازنین فریاد رس

دل نافه تاتار شد، اشکم همه گلزار شد

هر گوشه ای از کوی تو، ای نازنین فریاد رس

کی بی رخت بویم سمن، بیزارم از مشک ختن

گر باد آرد بوی تو، ای نازنین فریاد رس

خالد اگر بی‌روی تو زیبای بر گل بنگرد

شرمنده باد از روی تو، ای نازنین فریاد رس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳۵ز شوقت شمع چون پروانه رقاص
  2. غزل شماره ۳۶ای ز گلزار جهان شمشاد دلجویت غرض
  3. غزل شماره ۳۷خدایا جز تو ما را نیست حافظ
  4. غزل شماره ۳۸عمر شد در کار ناهموار بر باد ای دریغ
  5. غزل شماره ۳۹ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
  6. غزل شماره ۴۰باز شد دل به درون نائره افروز فراق
  7. غزل شماره ۴۱الا ای جامه صبر از غمت چاک
  8. غزل شماره ۴۲ای مه و خورشید از رخشنده رخسارت خجل
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.