پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۳۲

بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس

لاله زاری است پر از لاله عذاری که مپرس

گشته جان صید بت تازه شکاری که مگوی

شده دل بسته فتراک سواری که مپرس

تا غبار فتن انگیخته در دور قمر

از خطش ره به دل آورده غباری که مپرس

تا برون شد به سفر می کشد از قطره اشک

خون دل دم به دم از از دیده قطاری که مپرس

گو دگر میکده را در نگشاید خمار

که مرا هست از آن دیده خماری که مپرس

موسم تیر کنم گریه بحال بلبل

دارم از هجرت گل ناله زاری که مپرس

تا شد از خنده گل صحن گلستان خالی

سر فرو برده به دل چنگل خاری که مپرس

در نظم گهر اشک جدایی خالد

به هم آورده به امید نثاری که مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳۴بنازم نازنینی را که شد از عکس رخسارش
  2. غزل شماره ۳۵ز شوقت شمع چون پروانه رقاص
  3. غزل شماره ۳۶ای ز گلزار جهان شمشاد دلجویت غرض
  4. غزل شماره ۳۷خدایا جز تو ما را نیست حافظ
  5. غزل شماره ۳۸عمر شد در کار ناهموار بر باد ای دریغ
  6. غزل شماره ۳۹ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
  7. غزل شماره ۴۰باز شد دل به درون نائره افروز فراق
  8. غزل شماره ۴۱الا ای جامه صبر از غمت چاک
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.