پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۲۹

ندارد هیچ کس یاری چو یار من همایون فر

خجسته طلعت و فرخ رخ و ماه و سعید اختر

صنوبر قامتی،آهو شکاری، کبک رفتاری

سمن بوئی، قمر روئی، ملک خویی، پری پیکر

جبین مری، پری چهر، ستمکاری، دل آزاری

شهی سرکش، بتی سر خوش، نگار آتش، مه انور

به طلعت خور، به سیما مه، به مو سنبل، به خط سبزه

دهان غنچه، لبان پسته، زبان طوطی، سخن شکر

خجل از گردن و روی و لب و موی و قد اویند

صراحی و گل و صهبای ناب و عنبر و عرعر

برفت از سحر چشم و عشوه ناز و نگار وی

خرد از سر، روان از تن، شکیب از دل دلم از بر

ز مژگان سیاه و غمزه او قتل خالد را

مرتب کرده پیکان و خدنگ و ناوک و خنجر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳۱دل پراکنده شد از یاد دلارامی باز
  2. غزل شماره ۳۲بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس
  3. غزل شماره ۳۳مرد از هجر روی تو ای نازنین فریاد رس
  4. غزل شماره ۳۴بنازم نازنینی را که شد از عکس رخسارش
  5. غزل شماره ۳۵ز شوقت شمع چون پروانه رقاص
  6. غزل شماره ۳۶ای ز گلزار جهان شمشاد دلجویت غرض
  7. غزل شماره ۳۷خدایا جز تو ما را نیست حافظ
  8. غزل شماره ۳۸عمر شد در کار ناهموار بر باد ای دریغ
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.