پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۲۸

ای به امید وصالت تلخی هجران لذیذ

آب تیغت در گلو چون قطره حیوان لذیذ

لذت زیبایی خال رخت از دل نرفت

وه که هندو بچه مینو بود چندان لذیذ

گاه مژگانت رباید از کفم دل، گاه خط

در گلستان رخت هم خار و هم ریحان لذیذ

جان من از دوریت جانم به لب نزدیک شد

هوشمندان جان نپندارند بی جانان لذیذ

یاد خورشید رخت بر دل نماید آن چنان

بنده ای را پرتو خور در تک زندان لذیذ

خار خار غنچه پیکان مژگانت به جان

چون تبسم‌های گل بر بلبل خوشخوان لذیذ

خالدا بر روی زیبایش به فردوسم مخوان

آتش دوزخ مرا صدبار از آن بستان لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۳۰روزم از هجران شب دیجور شد بار دگر
  2. غزل شماره ۳۱دل پراکنده شد از یاد دلارامی باز
  3. غزل شماره ۳۲بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس
  4. غزل شماره ۳۳مرد از هجر روی تو ای نازنین فریاد رس
  5. غزل شماره ۳۴بنازم نازنینی را که شد از عکس رخسارش
  6. غزل شماره ۳۵ز شوقت شمع چون پروانه رقاص
  7. غزل شماره ۳۶ای ز گلزار جهان شمشاد دلجویت غرض
  8. غزل شماره ۳۷خدایا جز تو ما را نیست حافظ
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.