پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۲۷

سوگند به خالی ز رخت گشته پدید

سوگند به خطی که به گردش بدمید

سوگند به آن قامت چون سرو چمن

کاندر هوسش عمر به پایان برسید

سوگند به آن فتنه که چشمش گویند

و آنگاه قسم به آن هلال شب عید

سوگند به آن لعل لب و مایه جان

هر کس که بدبدش لب حسرت بگزید

سوگند به آن طره پرتاب و شکن

سوگند به آن غره میمون و سعید

خالد ز غمت گشته چنان زار و نزار

این بیت نکو صادق حالش گردید

تصحیف برادر پدر همدم اوست

تا بر رخ تو برادر مادر دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۲۹ندارد هیچ کس یاری چو یار من همایون فر
  2. غزل شماره ۳۰روزم از هجران شب دیجور شد بار دگر
  3. غزل شماره ۳۱دل پراکنده شد از یاد دلارامی باز
  4. غزل شماره ۳۲بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس
  5. غزل شماره ۳۳مرد از هجر روی تو ای نازنین فریاد رس
  6. غزل شماره ۳۴بنازم نازنینی را که شد از عکس رخسارش
  7. غزل شماره ۳۵ز شوقت شمع چون پروانه رقاص
  8. غزل شماره ۳۶ای ز گلزار جهان شمشاد دلجویت غرض
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.