پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۲۶

مژده ای یعقوب دل کان یوسف کنعان رسید

محنت بی‌انتهای هجر را پایان رسید

باز گردد ای جان بر لب آمده کان نازنین

عیسی مریم صفت بهر علاج جان رسید

کوه غم بر باده ده ای دل که با باد صبا

بر مشمامم بوی خاک مقدم جانان رسید

تلخی دوران به یک سر محو شد از دل مرو

چون نسیمی بر مشامم زان گل خندان رسید

خالد ای مرغ گلستان وفا، بس کن فغان

کان بهار زندگانی خرم و خندان رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۲۸ای به امید وصالت تلخی هجران لذیذ
  2. غزل شماره ۲۹ندارد هیچ کس یاری چو یار من همایون فر
  3. غزل شماره ۳۰روزم از هجران شب دیجور شد بار دگر
  4. غزل شماره ۳۱دل پراکنده شد از یاد دلارامی باز
  5. غزل شماره ۳۲بازم افتاد به دل داغ نگاری که مپرس
  6. غزل شماره ۳۳مرد از هجر روی تو ای نازنین فریاد رس
  7. غزل شماره ۳۴بنازم نازنینی را که شد از عکس رخسارش
  8. غزل شماره ۳۵ز شوقت شمع چون پروانه رقاص
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.