پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۲۰

ای تاب ز آفتاب ربوده ز تاب رخ

پیراسته است ایزدت از مشک ناب رخ

زین چاشتگاه روی نهفتن ز من چرا؟

در چاشتگاه کی بنهفت آفتاب رخ

مهر منیر با همه خوبی و منزلت

هر شب کند ز شرم رخت در نقاب رخ

مفتون یک نگاهتم از من مپوش روی

مجنون روی ماهتم از من متاب رخ

خالد اگر به روی تو گل را قرین کند

شوید ز خجلت رخ تو از گلاب رخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۲۲به اکسیر وحیل هر خاک راهی زر نخواهد شد
  2. غزل شماره ۲۳جانا بیا که بی تو جهان جمله واله شد
  3. غزل شماره ۲۴سایه این خرگه نیلی کرا مامن بود
  4. غزل شماره ۲۵جان به استقبال جانان می‌رود
  5. غزل شماره ۲۶مژده ای یعقوب دل کان یوسف کنعان رسید
  6. غزل شماره ۲۷سوگند به خالی ز رخت گشته پدید
  7. غزل شماره ۲۸ای به امید وصالت تلخی هجران لذیذ
  8. غزل شماره ۲۹ندارد هیچ کس یاری چو یار من همایون فر
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.