پرش به محتوای اصلی
خالد نقشبندی خالد نقشبندی

غزلیات

غزل شماره ۱۷

رو به محراب دو ابرویت عبث کردم عبث

سجده سوی کعبه کویت عبث کردم عبث

آن نئی رحمی به حال داد خواهان آیدت

دست در زنجیر گیسویت عبث کردم عبث

بر سر راهت چو خاک افتادنت بی سود بود

ناله شبگیر در کویت عبث کردم عبث

کاکلت را مشک چین گفتم خطا گفتم خطا

نسبت خورشید با رویت عبث کردم عبث

ناخدا ترس و جفا آئینی و مردم فریب

میل دل روز ازل سویت عبث کردم عبث

دل به فتراک نگاهت بستنم بد بود بد

جان فدای چشم جادویت عبث کردم عبث

خویت ار خون ریزدم رویت دهد صد خون بها

خالد آسا شکوه از خویت عبث کردم عبث

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شماره ۱۹ای شده در دور لعلت تازه ایام مسیح
  2. غزل شماره ۲۰ای تاب ز آفتاب ربوده ز تاب رخ
  3. غزل شماره ۲۱کیست این کز نگهی رهزن صد جان باشد
  4. غزل شماره ۲۲به اکسیر وحیل هر خاک راهی زر نخواهد شد
  5. غزل شماره ۲۳جانا بیا که بی تو جهان جمله واله شد
  6. غزل شماره ۲۴سایه این خرگه نیلی کرا مامن بود
  7. غزل شماره ۲۵جان به استقبال جانان می‌رود
  8. غزل شماره ۲۶مژده ای یعقوب دل کان یوسف کنعان رسید
همه‌ی غزلیات ←

خالد نقشبندی درباره‌ی خالد نقشبندی

ضیاءالدّین ابوالبهاء مولانا خالد ذوالجناحین شهرزوری از علمای بزرگ شافعی و از مرشدان بلندپایهٔ طریقت نقشبندی است. او به قول اکثر نویسندگان در سال ۱۱۹۳ هجری قمری (۱۷۷۹ م) یا نزدیک به همین تاریخ در قصبهٔ قره‌داغ (از توابع سلیمانیهٔ عراق) چشم به جهان گشود و شب جمعه سیزدهم ذی‌القعدهٔ سال ۱۲۴۲ هجری قمری در ۴۹ سالگی درگذشت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.