پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

ترا که طره ی مشکین و خط زنگاریست

چه غم ز چهره ی زرد و سرشک گلناریست

فغان ز مردم چشمت که خون جانم ریخت

چه مردمیست که در عین مردم آزاریست

از آن دو چشم توانای ناتوان عجبست

که خون خسته دلانش غذای بیماریست

بیا که در غم هجر تو کار دیده ی من

ز شوق لعل روان بر قدت گهرباریست

ندانم این نفس روح بخش جان پرور

نسیم زلف تو یا بوی مشک تاتاریست

شنیده ام که ز زر کارها چو زر گردد

مرا چو زر نبود چاره ناله و زاریست

به حضرتی که شهانرا مجال گفتن نیست

چه جای زاری سرگشتگان بازاریست

مده به دست سر زلف دوست خواجو دل

که کار سنبل هندوی او سیه کاریست

چنین که طره ی او را شکسته می بینی

به زیر هر سر مویش هزار طرّاریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست
  2. شمارهٔ ۴۵ز کفر زلفت ایمان می توان یافت
  3. شمارهٔ ۴۶از لعل آبدار تو نعلم بر آتشست
  4. شمارهٔ ۴۷هنوزت نرگس اندر عین خوابست
  5. شمارهٔ ۴۸کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست
  6. شمارهٔ ۴۹هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست
  7. شمارهٔ ۵۰ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست
  8. شمارهٔ ۵۱یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.