پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست

وفا و عهد قدیمت مگر فراموشست

ز شور زلف تو دوشم شبی دراز گذشت

اگرچه زلف سیاهت زیادت از دوشست

بقصد خون دل من کمان ابرو را

کشیده چشم تو پیوسته تا بنا گوشست

ز تیر غمزه ی عاشق کش تو ایمن نیست

وگرنه هندوی زلفت چرا زره پوشست

کنار سبزه ی سیراب و طرف جوی مجوی

ترا که سبزه بر اطراف چشمه ی نوشست

چگونه گوش توان کرد پند صاحب هوش

مرا که قول مغنّی هنوز در گوشست

حدیث حسن بهاران ز هوشیاران پرس

چرا که بلبل بیچاره مست و مدهوشست

زبان سوسن آزاد بین که هست دراز

ولیک برخی آزاده ئی که خاموشست

دو چشم آهوی شیر افکنش نگر خواجو

که همچو بخت تو در عین خواب خرگوشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲منزلگه جانست که جانان من آنجاست
  2. شمارهٔ ۵۳مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست
  3. شمارهٔ ۵۴در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
  4. شمارهٔ ۵۵برمه از سنبل پرچین تو پرچین بگرفت
  5. شمارهٔ ۵۶جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
  6. شمارهٔ ۵۷کفر سر زلف تو ایمان ماست
  7. شمارهٔ ۵۸از روضه ی نعیم جمالش روایتیست
  8. شمارهٔ ۵۹دلبرا خورشید تابان ذره ئی از روی تست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.