پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

کفر سر زلف تو ایمان ماست

درد غم عشق تو درمان ماست

مجلس ما بیتو ندارد فروغ

زانکه رخت شمع شبستان ماست

ایکه جمالت ز بهشت آیتیست

آیت سودای تو در شأن ماست

تا دل ما در غم چوگان تست

هر دو جهان عرصه ی میدان ماست

زلف سیاه تو در آشفتگی

صورت این حال پریشان ماست

چون نرسد دست بلعل لبت

خاک درت چشمه ی حیوان ماست

گفت خیال تو که خواجو هنوز

عاشق و سرگشته و حیران ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹دلبرا خورشید تابان ذره ئی از روی تست
  2. شمارهٔ ۶۰آن نه رویست مگر فتنه ی دور قمرست
  3. شمارهٔ ۶۱بوستان طلعتش را نو بهاری دیگرست
  4. شمارهٔ ۶۲گفتمش روی تو صدره ز قمر خوبترست
  5. شمارهٔ ۶۳ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختست
  6. شمارهٔ ۶۴در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترست
  7. شمارهٔ ۶۵ای جان جهان جان و جهان برخی جانت
  8. شمارهٔ ۶۶بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.