پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

دلبرا خورشید تابان ذره ئی از روی تست

اهل دل را قبله محراب خم ابروی تست

تا شبیخون برد هندوی خطت بر نیمروز

شاه هفت اقلیم گردون بنده ی هندوی تست

شهسوار گنبد پیروزه یعنی آفتاب

بارها افتاده در پای سگان کوی تست

ذره ئی گفتم ز مهرت سایه از من برمگیر

کافتاب خاوری در سایه ی گیسوی تست

نافه ی مشک ختن گر زانکه می خیزد ز چین

زلف را بفشان که صد چین در شکنج موی تست

هر زمان نعلم در آتش می نهد زلفت ولیک

جان ما خود در بلای غمزه ی جادوی تست

از پریشانی چو مویت در قفا افتاده ام

نیکبخت آن زلف هندویت که هم زانوی تست

با تو چیزی در میان دارد مگر بند قبا

زان سبب پیوسته او را تکیه بر پهلوی تست

نکهت انفاس خلدست این نسیم مشک بیز

یا ز چین طرّه ی مشکین عنبر بوی تست

گر ترا هر دم بسوئی میل و دل با دیگریست

هر کجا خواجوست او را میل خاطر سوی تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱بوستان طلعتش را نو بهاری دیگرست
  2. شمارهٔ ۶۲گفتمش روی تو صدره ز قمر خوبترست
  3. شمارهٔ ۶۳ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختست
  4. شمارهٔ ۶۴در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترست
  5. شمارهٔ ۶۵ای جان جهان جان و جهان برخی جانت
  6. شمارهٔ ۶۶بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست
  7. شمارهٔ ۶۷دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
  8. شمارهٔ ۶۸سحرگه ماه عقرب زلف من مست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.