پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

منزلگه جانست که جانان من آنجاست

یا روضه ی خلدست که رضوان من آنجاست

هر دم بدلم می رسد از مصر پیامی

گوئی که مگر یوسف کنعان من آنجاست

پر می زند از شوق لبش طوطی جانم

آری چکنم چون شکرستان من آنجاست

هر چند که دردم نشود قابل درمان

درد من از آنست که درمان من آنجاست

شاهان جهانرا نبُود منزل قربت

آنجا که سراپرده ی سلطان من آنجاست

جائی که عروسان چمن جلوه نمایند

گلرا چه محل چونکه گلستان من آنجاست

بر طرف چمن سرو سهی سر نفرازد

امروز که آن سرو خرامان من آنجاست

بستان دگر امروز بهشتست ولیکن

هر جا که توئی گلشن و بستان من آنجاست

مرغان چمن باز چو من عاشق و مستند

کان نرگس مست و گل خندان من آنجاست

گر نیست وصولم بسراپرده ی وصلت

زینجا که منم میل دل و جان من آنجاست

از زلف تو کوته نکنم دست چو خواجو

زیرا که مقام دل حیران من آنجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
  2. شمارهٔ ۵۵برمه از سنبل پرچین تو پرچین بگرفت
  3. شمارهٔ ۵۶جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
  4. شمارهٔ ۵۷کفر سر زلف تو ایمان ماست
  5. شمارهٔ ۵۸از روضه ی نعیم جمالش روایتیست
  6. شمارهٔ ۵۹دلبرا خورشید تابان ذره ئی از روی تست
  7. شمارهٔ ۶۰آن نه رویست مگر فتنه ی دور قمرست
  8. شمارهٔ ۶۱بوستان طلعتش را نو بهاری دیگرست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.