پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

برمه از سنبل پرچین تو پرچین بگرفت

چه خطا رفت که ابروی کژت چین بگرفت

گرد مشکست که گِرد گل رویت بدمید

یا بنفشه ست که پیرامن نسرین بگرفت

لشکر زنگ ز سر حدّ ختن بیرون تاخت

بختا برد خط و مملکت چین بگرفت

بسکه در دیده ی من کرد خیال تو نزول

راه بر مردمک چشم جهان بین بگرفت

جان شیرین بلب آورد بتلخی فرهاد

نه چو پرویز که کام از لب شیرین بگرفت

آخر ای صبح جگر سوختگان رخ بنمای

که مرا بیتو ملال از مه و پروین بگرفت

همچو خواجو سزدار ترک دل و دین گیرم

که دلم در غم عشقت ز دل و دین بگرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷کفر سر زلف تو ایمان ماست
  2. شمارهٔ ۵۸از روضه ی نعیم جمالش روایتیست
  3. شمارهٔ ۵۹دلبرا خورشید تابان ذره ئی از روی تست
  4. شمارهٔ ۶۰آن نه رویست مگر فتنه ی دور قمرست
  5. شمارهٔ ۶۱بوستان طلعتش را نو بهاری دیگرست
  6. شمارهٔ ۶۲گفتمش روی تو صدره ز قمر خوبترست
  7. شمارهٔ ۶۳ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختست
  8. شمارهٔ ۶۴در خنده آن عقیق شکر ریز خوشترست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.