پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست

چشمم ز غمت چشمه ی یاقوت روانست

آن موی میان تو که سازد کمر از موی

موئی بمیان آمده یا موی میانست

در موی میانت سخنی نیست که خود نیست

لیکن سخن ار هست در آن پسته دهانست

تا پشت کمان می شکند ابروی شوخت

پیوسته ز ابروی تو پشتم چو کمانست

با ما بشکر خنده درآ زانکه یقینم؟

کز پسته ی تنگ تو یقینم بگمانست

گفتند که آن جان جهان با تو چنان نیست

گوئی که چنانست که با ما نچنانست

پنداشت که ما را غم جانست ولیکن

ما در غم آنیم که او در غم آنست

عمری بتمنّای رخش می گذرانیم

در محنت و غم گرچه که دنیا گذرانست

در کنج صوامع مطلب منزل خواجو

کو معتکف کوی خرابات مغانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست
  2. شمارهٔ ۵۴در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
  3. شمارهٔ ۵۵برمه از سنبل پرچین تو پرچین بگرفت
  4. شمارهٔ ۵۶جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
  5. شمارهٔ ۵۷کفر سر زلف تو ایمان ماست
  6. شمارهٔ ۵۸از روضه ی نعیم جمالش روایتیست
  7. شمارهٔ ۵۹دلبرا خورشید تابان ذره ئی از روی تست
  8. شمارهٔ ۶۰آن نه رویست مگر فتنه ی دور قمرست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.