پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست

جنّت فراز سرو قیامت قیام اوست

گر زانک مشک ناب ز چین می شود پدید

صد چین در آن دو سلسله ی مشک فام اوست

مقبل کسی کش او بغلامی کند قبول

ای من غلام دولت انکو غلام اوست

عامی چو من بحضرت سلطان کجا رسد

لیکن امید بنده بانعام عام اوست

پروانه گر چو شمع بسوزد عجب مدار

کان سوختن ز پختن سودای خام اوست

مشتاق را بکعبه عبادت حلال نیست

الا بکوی دوست که بیت الحرام اوست

وحشی ببوی دانه بدام اوفتد ولیک

خرّم دلی که دانه خال تو دام اوست

هر کو کند بماه تمامت مشابهت

این روشنست کز نظر ناتمام اوست

خواجو بترک نام نکو گفت و ننگ داشت

از ننگ و نام اگرچه که ننگم ز نام اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶از لعل آبدار تو نعلم بر آتشست
  2. شمارهٔ ۴۷هنوزت نرگس اندر عین خوابست
  3. شمارهٔ ۴۸کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست
  4. شمارهٔ ۴۹هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست
  5. شمارهٔ ۵۰ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست
  6. شمارهٔ ۵۱یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست
  7. شمارهٔ ۵۲منزلگه جانست که جانان من آنجاست
  8. شمارهٔ ۵۳مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.