پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

هنوزت نرگس اندر عین خوابست

هنوزت سنبل اندر پیچ و تابست

هنوزت آب در آتش نهانست

هنوزت آتش اندر عین آبست

هنوزت خال هندو بت پرستست

هنوزت چشم جادو مست خوابست

هنوزت سنبل مشکین سمن ساست

هنوزت برگ گل سنبل نقابست

هنوزت ماه در عقرب مقیمست

هنوزت عقرب اندر اضطرابست

هنوزت گرد گل گرد عبیرست

هنوزت لاله در مشکین حجابست

هنوزت بر مه از شب سایبانست

هنوزت بر گل از سنبل طنابست

هنوزت لب دوای درد دلهاست

هنوزت رخ برای شیخ و شابست

هنوزت ماه در اوج جمالست

هنوزت شب نقاب آفتابست

هنوزت شکّر اندر پرّ طوطیست

هنوزت بر قمر پرّ غرابست

هنوزت در دل خواجو مقامست

هنوزت با دل خواجو عتابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست
  2. شمارهٔ ۵۰ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست
  3. شمارهٔ ۵۱یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست
  4. شمارهٔ ۵۲منزلگه جانست که جانان من آنجاست
  5. شمارهٔ ۵۳مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست
  6. شمارهٔ ۵۴در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
  7. شمارهٔ ۵۵برمه از سنبل پرچین تو پرچین بگرفت
  8. شمارهٔ ۵۶جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.