پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹

ناز جنگ‌آمیز جانان برنتابد هر دلی

ساز وصل و سوز هجران برنتابد هر دلی

دل که جوئی هم بلا پروردِ جانان جوی از آنک

عافیت در عشق جانان برنتابد هر دلی

نازنین مگذار دل را کز سر پروانگی

ناز مشعل‌دار سلطان برنتابد هر دلی

عشق از اول بیدق سودا فرو کردن خوش است

شه‌رخ غم در پی آن برنتابد هر دلی

مال و هستی باختن سهل است از اول دست لیک

دستخون ماندن به پایان برنتابد هر دلی

یک جگر خون است عاشق را و جان و دل حریف

جرعهٔ می را دو مهمان برنتابد هر دلی

سر بنه تا درد سر برخیزد و بار کلاه

کز پی سر طوق و فرمان برنتابد هر دلی

جان ز بهر خدمت جانان طلب نز بهر تن

کز پی تن، مِنَّت جان برنتابد هر دلی

تن نماند مِنَّت جان چون بری خاقانیا

دِه خراب و حکم دهقان برنتابد هر دلی

چون به غربت سر نهادی ترک شروان گوی از آنک

کبریای اهل شروان برنتابد هر دلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۱گر نه تو ای زود سیر تشنهٔ خون منی
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۲چه کرد این بنده جز آزادمردی
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۳مرا تا جان بود جانان تو باشی
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴گر بر در وصالت امید بار بودی
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۵با هیچ دوست دست به پیمان نمی‌دهی
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۶دلم غارتیدی ز بس ترک‌تازی
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.