پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷

خطی بر سوسن از عنبر کشیدی

سر خورشید در چنبر کشیدی

همه خط‌های خوبان جهان را

به خط خود قلم بر سر کشیدی

کنار نسترن پر سبزه کردی

پر طوطی سوی شکر کشیدی

مگر فهرست نیکوئی است آن خط

که بی‌ پرگار و بی‌ مسطر کشیدی

به گرد خرمن ماه از خط سبز

ز صد قوسِ قزح خوش‌تر کشیدی

ز زلفت بس نبود این ترک‌تازی

که هندوی دگر را برکشیدی

تو بر خاقانی بیچاره دایم

گهی تیغ و گهی خنجر کشیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۹ناز جنگ‌آمیز جانان برنتابد هر دلی
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۰دشوار عشق بر دلم آسان نمی‌کنی
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۱گر نه تو ای زود سیر تشنهٔ خون منی
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۲چه کرد این بنده جز آزادمردی
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۳مرا تا جان بود جانان تو باشی
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴گر بر در وصالت امید بار بودی
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۵با هیچ دوست دست به پیمان نمی‌دهی
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۶دلم غارتیدی ز بس ترک‌تازی
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.