پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰

در عشق داستانم و بر تو به نیم جو

بازیچهٔ جهانم و بر تو به نیم جو

گه‌گه شده است صبرم و بر تو به نیم گه

جوجو شده است جانم و بر تو به نیم جو

بر طارم وصالت نارفته دست هجر

بشکست نردبانم و بر تو به نیم جو

هر لحظه زیر پای سگ پاسبان تو

صد جان همی فشانم و بر تو به نیم جو

خصمان من به حضرت تو خاصگی و من

موقوف آستانم و بر تو به نیم جو

سوزی چنان که دانی جان مرا و من

سازم چنان که دانم و بر تو به نیم جو

خاقانی ار نماند با تو به یک پشیز

من نیز اگر نمانم بر تو به نیم جو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲ای تماشاگاه جان‌ها طرف لاله‌ستان تو
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳رخت تمنای دل بر در عشاق نه
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۴افدی بنفس من بدت فی‌المهد عنی غافله
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۵خیال روی توام غم‌گسار و روی تو نه
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۶هست به دور تو عقل نام شکسته
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۷در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۸ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۹سرمستم و تشنه، آب درده
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.