پرش به محتوای اصلی
کلیم کلیم

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۷

در شراب صحبت احباب زهر غفلت است

گر به چاه افتد کسی بهتر ز دام صحبت است

منکر آئینه‌اند آن‌ها که اهل عزلت‌اند

خلوتی کابنای جنسی گنجد آنجا کثرت است

با وجود ناتوانی نرگس بیمار او

شوق خون‌ریزیش بیش از آرزوی صحت است

دهر را هم مشرب عزلت‌پسند افتاده است

نیست بی‌وجهی که دایم دشمن جمعیت است

زیور آئینهٔ دل روشنی باشد نه عکس

خانهٔ تاریک را شمعی به از صد صورت است

قدت از پیری کمان شد، گوشه‌ای خوش کن کلیم

از پی خوبان دویدن با عصا بی‌نسبت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹ز اختر طالع که مهر او همه کین است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۰نخل امید ز بار افتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱از کمی مشتری جنس سخن خوار نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲تمام کاهش تن جمله آفت جان است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳پاس وفا داشتیم، بی اثر افتاده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴روزی طلب مکن تو چه دانی که آن کجاست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵زین چمن عاشق ز نخل عیش هرگز برنداشت
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۶بعد وارستگیم سوز تو در تن باقیست
همه‌ی غزلیات ←

کلیم درباره‌ی کلیم

ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکره‌ها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.